ترجمه "ristmik" به فارسی
تقاطع, تقاطع بهترین ترجمه های "ristmik" به فارسی هستند.
ristmik
Noun
دستور زبان
-
تقاطع
Kellyl on linna tänavakaardid, millel on üks ristmik ära märgitud.
کلي " نقشه هاي خيابون " شهر رو اينجا داره يه تقاطع رو توش علامت گذاشته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ristmik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ristmik
-
تقاطع
Kellyl on linna tänavakaardid, millel on üks ristmik ära märgitud.
کلي " نقشه هاي خيابون " شهر رو اينجا داره يه تقاطع رو توش علامت گذاشته
عباراتی شبیه به "ristmik" با ترجمه به فارسی
-
جاده تبادلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن