ترجمه "rohi" به فارسی

علف, دارو, سبزه بهترین ترجمه های "rohi" به فارسی هستند.

rohi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • علف

    noun

    Kui me näljased oleks, sööks me lihtsalt rohtu ja siis me poleks enam näljased.

    اگر گرسنه باشیم ، فقط علف میخوریم و دیگه گرسنه نمیمونیم.

  • دارو

    noun

    See on ainus ettevõte, mis seda rohtu toodab.

    آره ، اون تنها شرکته که دارو رو می سازه

  • سبزه

    noun

    Ta ’joodab mägesid oma ülemistest tubadest’ ja ’laseb tärgata rohu lojustele ja orased inimeste tarviduseks’.

    «او از غرفات خود کوهها را سیراب میکند» و «نباتات را برای بهایم میرویاند و سبزهها را برای خدمت انسان.»

  • ترجمه های کمتر

    • واش
    • چمن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rohi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rohi
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چمن

    noun

    Rohi on meie planeedi ülistamata kangelane.

    چمن قهرمان ستايش نشده سياره ماست.

اضافه کردن

ترجمه های "rohi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه