ترجمه "saatkond" به فارسی
سفارت, سفارتخانه بهترین ترجمه های "saatkond" به فارسی هستند.
saatkond
-
سفارت
nounNiisiis, nende abiga, läksin saatkonda ja tegin viisataotluse.
پس به کمک آنها، به سفارت رفتم و درخواست ویزا کردم.
-
سفارتخانه
nounKuidas küll liberaalist vabariiklane teie saatkonda nõunikuks pääses?
چطوری یک جمهوریخواه لیبرال تونسته بعنوان مشاور در سفارتخانه شما مشغول بکار بشه ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saatkond " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن