ترجمه "sarv" به فارسی
شاخ, سرو بهترین ترجمه های "sarv" به فارسی هستند.
sarv
noun
دستور زبان
-
شاخ
nounSeejärel murdus siku suur sarv ja selle asemele tuli neli sarve.
پس از آن شاخ بزرگ بز شکست، و چهار شاخ دیگر جایگزین آن شد.
-
سرو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sarv " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sarv" با ترجمه به فارسی
-
شاخ آفریقا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن