ترجمه "saun" به فارسی
سونا, سونا بهترین ترجمه های "saun" به فارسی هستند.
saun
noun
Noun
دستور زبان
-
سونا
Soome - uputatud naiste sauna basseinis.
فنلاند با ضربات چاقو کشته در حمام سونا خانمها ، آقا.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saun " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Saun
-
سونا
Sauna jäeti telefon registreerimata SIM-kaardiga.
تلفنی که تو سونا پیدا شد سیم کارت بی نام داره
عباراتی شبیه به "saun" با ترجمه به فارسی
-
گرمابه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن