ترجمه "sees" به فارسی
اندر, در, روشن بهترین ترجمه های "sees" به فارسی هستند.
sees
(millegi) sees
-
اندر
adposition -
در
noun verb adpositionTal on käsi sees pea igas valitsuse agentuuris.
پخش DC با دست خود را در تقریبا در هر سازمان دولتی.
-
روشن
adjectiveGoodloe helistas kohe, kui mu mobiil sees.
از همون لحظه اي که تلفنم رو روشن کردم گودلو بهم زنگ ميزد
-
فعال
Olles seal sees, aktiveerub liblika DNA täielikult.
وقتي واردش ميشه ، دي.اِن.اِي پروانه کاملاً فعال ميشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sees " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن