ترجمه "sirge" به فارسی
råst, خط, خط بهترین ترجمه های "sirge" به فارسی هستند.
sirge
adjective
دستور زبان
-
råst
-
خط
nounMa ju tean, milline sirge rida välja näeb!
ولی من میدونم یک خط صاف چطور به نظر میاد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sirge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sirge
-
خط
nounخط (هندسه)
Sirge, mis on määratud punktiga ja on paralleelne mõne muu joone või lõiguga
خطی از طریق یک نقطه ، و موازی با خط یا قطعۀ دیگر ساختهشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن