ترجمه "soo" به فارسی
باتلاق, خاک باتلاقی, خلاش بهترین ترجمه های "soo" به فارسی هستند.
soo
noun
دستور زبان
-
باتلاق
nounMe elame selles neetud soos ja meile on vaja võimalikult palju maad.
ما روي اين باتلاق لعنتي زندگي مي کنيم ما به هرچي زمين که بتونيم بدست بياريم نياز داريم
-
خاک باتلاقی
-
خلاش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " soo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "soo" با ترجمه به فارسی
-
روده
-
جنس دستوری
-
namak · روده · نمک
-
جنس · جنسیت
-
فراموشم مکن آبزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن