ترجمه "sperma" به فارسی
منی, نطفه, اسپرم بهترین ترجمه های "sperma" به فارسی هستند.
sperma
noun
دستور زبان
-
منی
noun -
نطفه
nounSa pead selle mõistatuse lahendama ja välja uurima, millise oma naistest sa 20 aastat tagasi oma spermaga seemendasid.
و بفهمي که کدوم يکي از زنهات بودن که تو با نطفه ات 20 سال پيش حامله اش کردي.
-
اسپرم
nounSee naine polnud võimeline rasestuma, kuna ta munajuhad olid sulgunud ja sperma ei jõudnud tema munarakkudeni.
از آنجایی که لولهٔ رحم او مسدود بود، اسپرم نمیتوانست به تخمک برسد و لقاح انجام شود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sperma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن