ترجمه "sport" به فارسی
ورزش, ورزش بهترین ترجمه های "sport" به فارسی هستند.
sport
-
ورزش
nounTa elas spordi nimel ja ei soovinud, et ta päevad päikese all lõpeksid.
اون براي ورزش زنده بود. و هيچ وقت نمي خواست که روزاي اوجش تموم شه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sport " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sport
-
ورزش
nounفعالیت انسانی
Sport pole lihtsalt statistika ja mängude mäletamine.
ورزش فقط آمار و به خاطر سپردن بازي ها نيست.
عباراتی شبیه به "sport" با ترجمه به فارسی
-
تابلوی امتیازات ورزشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن