ترجمه "täht" به فارسی

ستاره, اختر, حرف بهترین ترجمه های "täht" به فارسی هستند.

täht noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستاره

    noun

    Teatage Vene osakonda, et nägite mu rinnal tähti.

    پس تو به بخش روسي بگو كه ستاره ها رو بالاي قلبم ديدي.

  • اختر

    noun
  • حرف

    noun

    Nelja järgmise tähe puhul on tegu väikeste stiilivariatsioonidega, mis ilmnevad näiteks sidesõnades.

    چهار حرف دیگر تغییرات جزئی در سبک است، از قبیل حروف ربط.

  • ترجمه های کمتر

    • setåre
    • نجم
    • نویسه
    • کوکب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " täht " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Täht
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حرف

    noun

    Nelja järgmise tähe puhul on tegu väikeste stiilivariatsioonidega, mis ilmnevad näiteks sidesõnades.

    چهار حرف دیگر تغییرات جزئی در سبک است، از قبیل حروف ربط.

  • ستاره

    noun proper

    Sai Hõbe Tähe, kui sakslaste kuul viis peaaegu ta munad minema.

    اون مدال ستاره ي نقره اي رو بخاطر گرفتن اون توپهاي آلماني گرفته بود.

تصاویر با "täht"

عباراتی شبیه به "täht" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "täht" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه