ترجمه "tahvel" به فارسی
تخته سیاه, تخته بهترین ترجمه های "tahvel" به فارسی هستند.
tahvel
noun
دستور زبان
-
تخته سیاه
nounMa mäletan, et üritasin joonistada päästmisplaani Saksamaal Frankfurtis meie kogudusehoone klassi tahvlile.
من بیاد دارم که سعی می کردم طرح رستگاری را در روی تخته سیاه کلاس کلیسا در فرانکفورت، آلمان بکشم.
-
تخته
nounOleme need jumalad ja jumalannad tahvlile kirja pannud.
ما اسم خدایان و الهه ها رو اینجا روی تخته می نویسیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tahvel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن