ترجمه "takistus" به فارسی
مشکل, مانع, مسئله بهترین ترجمه های "takistus" به فارسی هستند.
takistus
-
مشکل
nounSinagi võid edukalt ületada takistused oma edenemise teel.
شما نیز میتوانید در غلبه بر مشکلات پیروز بوده، پیشرفت کنید.
-
مانع
nounSellele kutsele vastamisel ei ole vanus mingiks takistuseks.
سن و سال نمیتواند مانع پاسخگویی به این فراخوانی بشود.
-
مسئله
nounTessalooniklastele 5:14, UM). Võib-olla tunnevad need „masendunud hinged”, et nende julgus on kadumas ja nad ei suuda ületada takistusi ilma abistava käeta.
( ۱تَسّالونیکیان ۵:۱۴) گاهی کسی که به افسردگی دچار است شهامت خود را از دست میدهد و نمیتواند به تنهایی با مسائل روبرو شود.
-
مقاومت الکتریکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " takistus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "takistus" با ترجمه به فارسی
-
ضریب دمایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن