ترجمه "talv" به فارسی
زِمِستان, زمستان, zemestān بهترین ترجمه های "talv" به فارسی هستند.
talv
noun
Noun
دستور زبان
-
زِمِستان
-
زمستان
nounKord ööbisime ühes ülakorruse toas, kus talvel oli üpris külm.
در زمستان، روزی در بالاخانهٔ اتاقی اقامت داشتیم که بخاری نداشت.
-
zemestān
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " talv " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "talv"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن