ترجمه "tantsija" به فارسی
رقاص, رقصنده بهترین ترجمه های "tantsija" به فارسی هستند.
tantsija
-
رقاص
nounDamon peab möönma, et tema väikevend on parem tantsija.
خب ، ديمن بايد قبول کنه که داداش کوچيکترش ، رقاص بهتريه.
-
رقصنده
noun particleهنرمندی که میرقصد
Kutsuda keegi oma ilmetuid tantsijaid ergutama ning seejärel nad minema saata.
بهم دهن کجي کردين اين رقصنده هارو بهم دادي و بعد يهو ازم گرفتيشون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tantsija " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن