ترجمه "tark" به فارسی
هنازرف, دانا, خردمند بهترین ترجمه های "tark" به فارسی هستند.
tark
adjective
Noun
دستور زبان
-
هنازرف
-
دانا
adjectiveKes iganes need kirjutas, pidi väga tark olema.
هرکسي که اونو نوشته مطمئنا خيلي دانا بوده
-
خردمند
Hea uudis on see, et tark olemiseks pole vaja geenius olla.
خوشبختانه براي خردمند بودن نيازي به مستعد بودن نيست.
-
زنیر
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tark " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tark" با ترجمه به فارسی
-
ساختمان هوشمند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن