ترجمه "tasu" به فارسی
جايزه, غرامت, پاداش بهترین ترجمه های "tasu" به فارسی هستند.
tasu
Noun
دستور زبان
-
جايزه
Kui tema mõistus on veinist nõrk, tasun ma talle tema ustavuse eest.
وقتي درونش از شراب پر شد براي صداقتش جايزه خوبي خواهم داشت.
-
غرامت
nounKas sellest piisab, et tasuda kõikide meie peade eest?
به اندازه ي پرداخت غرامت سرهامون مي ارزه ؟
-
پاداش
nounSellise südame meelsuse puhul toob uurimine meile rikkaliku tasu.
اگر با چنین نیّت قلبیای مطالعه کنیم، از مطالعهمان ثمر و پاداش بسیار میبریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tasu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tasu" با ترجمه به فارسی
-
معضل مفتسواری
-
رایگان · مجانی · مفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن