ترجمه "tava" به فارسی

رسم, عادت, سنت بهترین ترجمه های "tava" به فارسی هستند.

tava noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رسم

    noun

    See oleks nagu E kompanii tava, saada kuul tagumikku.

    توي گروهان ايزي ، تير خوردن به ماتحت رسم شده.

  • عادت

    noun

    Nagu tal on tavaks, läheb ta templisse ja hakkab õpetama.

    او مطابق عادت خود به معبد رفت و در آنجا به آموزش مردم پرداخت.

  • سنت

    noun

    Janine katkestas oma tava ja leppis midagi muud kokku.

    جنين بالاخره سنت شکني کرد و يه برنامه اي ريخت.

  • هند

    noun proper
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tava " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tava
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • Madonna

اضافه کردن

ترجمه های "tava" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه