ترجمه "teater" به فارسی
تئاتر, تئاتر بهترین ترجمه های "teater" به فارسی هستند.
teater
Noun
دستور زبان
-
تئاتر
nounMõtlesin, et võiksime teel teatrisse väikese peatuse teha.
فکر ميکردم تا قبل از رسيدن به سالن تئاتر يه توقفي ميکنيم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " teater " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Teater
-
تئاتر
nounTeatri - ja filmitäht Daniel Radcliffe on siin.
ستاره سينما و تئاتر ، " دنيل ردکليف " هم اينجاست
عباراتی شبیه به "teater" با ترجمه به فارسی
-
تئاتر روایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن