ترجمه "teras" به فارسی
پولاد, فولاد, fûlâd بهترین ترجمه های "teras" به فارسی هستند.
teras
noun
دستور زبان
-
پولاد
nounMõned pealtnäha õrnad niidid on proportsionaalselt tugevamad kui teras ja vastupidavamad kui kiud, millest valmistatakse kuulikindlaid veste.
این تارهای به ظاهر ظریف و شکننده، به نسبت از پولاد محکمتر و از الیاف جلیقهٔ ضدّگلوله سختتر است.
-
فولاد
nounMeil on oma toidumoon kaasas ja tõime sulle head terast.
غذاي خودمون رو همراهمون آورديم و براي تو هم فولاد درجه يک.
-
fûlâd
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " teras " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Teras
-
فولاد
nounTeras on maa seest pärinev mineraal, mis koosneb peamiselt rauast, nii et ilmselt sisaldab see 95-98% rauda.
فولاد ماده معدني ايه که بيشتر از خاک آهن ( و کربن ) بدست مياد بنابراين 95 تا 98 درصد از آهن تشکيل شده.
عباراتی شبیه به "teras" با ترجمه به فارسی
-
بافت فیلم
-
ترا
-
فولاد ضد زنگ
-
تیغ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن