ترجمه "tigu" به فارسی
حلزون, حلزون گوش بهترین ترجمه های "tigu" به فارسی هستند.
tigu
noun
Noun
دستور زبان
-
حلزون
nounJuhtus selline lugu et, tigu kukkus Prantsusmaal tuumareaktorisse.
انگار يه حلزون داخل يك رآكتور اتمي افتاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tigu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tigu
-
حلزون گوش
عباراتی شبیه به "tigu" با ترجمه به فارسی
-
اثر اشتقاقی
-
اثر خلاقانه
-
شکمپایان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن