ترجمه "tool" به فارسی

صندلی, کرسی, صندلی بهترین ترجمه های "tool" به فارسی هستند.

tool noun Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • صندلی

    noun

    Pidime igal õhtul laua ja kaks väikest tooli eest ära tõstma, et teha lahti kappvoodi.

    هر شب میز و دو صندلی کوچکمان را کنار میکشیدیم تا تخت دیواری را باز کنیم.

  • کرسی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tool " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tool
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • صندلی

    noun

    Tool, mille kavandasin Bali saarel veedetud aastal.

    صندلی است که بعد از یک سال از بالی آمده—

تصاویر با "tool"

اضافه کردن

ترجمه های "tool" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه