ترجمه "torn" به فارسی
برج, برج بهترین ترجمه های "torn" به فارسی هستند.
torn
Noun
دستور زبان
-
برج
nounSuuremaid kive kasutab ta arvatavasti selleks, et ’ehitada torn’.
او به احتمال زیاد از سنگهای بزرگ برای ‹بنای برج› استفاده میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " torn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Torn
-
برج
nounسازه بلند
Torn, ühendus katkeb peagi, aga droonid on juba liikvel.
برج مراقبت ، ما به زودي آفلاين ميشيم.
عباراتی شبیه به "torn" با ترجمه به فارسی
-
برج ایفل
-
برج بابل
-
برج کج پیزا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن