ترجمه "trepp" به فارسی
پلکان, پله, پلگان بهترین ترجمه های "trepp" به فارسی هستند.
trepp
-
پلکان
nounVarsti pärast sissekolimist otsustas Robert ülakorrusele viiva trepi alla vannitoa ehitada.
کمی پس از اسبابکشی، رابِرت تصمیم گرفت زیر قسمت پوشیدهٔ پلکان خانه حمامی بنا کند.
-
پله
nounKui sellest trepist üles lähed, on see sama, kui mind tappa.
اينکه از اون پله ها بري بيرون درست مثه اين ميمونه که منو بکُشي.
-
پلگان
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trepp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Trepp
-
پلکان
nounVarsti pärast sissekolimist otsustas Robert ülakorrusele viiva trepi alla vannitoa ehitada.
کمی پس از اسبابکشی، رابِرت تصمیم گرفت زیر قسمت پوشیدهٔ پلکان خانه حمامی بنا کند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن