ترجمه "tunnistus" به فارسی
شهادت, گواهی بهترین ترجمه های "tunnistus" به فارسی هستند.
tunnistus
-
شهادت
nounSeetõttu on kogudus korraldanud korrapärase tunnistuse andmise turul.
از اینرو جماعت آن منطقه ترتیبی داده است که به طور مرتب در بازار شهادت داده شود.
-
گواهی
nounMa esitasin talle küsimusi tema tunnistuse ja teenimissoovi kohta.
من در بارۀ گواهی و تمایلش برای خدمت سؤال کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tunnistus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن