ترجمه "turg" به فارسی
بازار, بازارگاه, مارکت بهترین ترجمه های "turg" به فارسی هستند.
turg
noun
دستور زبان
-
بازار
nounSeetõttu on kogudus korraldanud korrapärase tunnistuse andmise turul.
از اینرو جماعت آن منطقه ترتیبی داده است که به طور مرتب در بازار شهادت داده شود.
-
بازارگاه
مکانی فیزیکی یا مجازی که در آن خریدار و فروشنده ی یک محصول/سرویس به دادو ستد می پردازند.
-
مارکت
noun" Marche " tähendab turgu ja " la rue " on tee, eks?
مارشه ی یعنی " مارکت " و لارو یعنی " جاده " ، مگه نه ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " turg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Turg
-
بازار
nounSeetõttu on kogudus korraldanud korrapärase tunnistuse andmise turul.
از اینرو جماعت آن منطقه ترتیبی داده است که به طور مرتب در بازار شهادت داده شود.
-
بازار (اقتصاد)
بازار (اقتصاد)
عباراتی شبیه به "turg" با ترجمه به فارسی
-
بازار سیاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن