ترجمه "udu" به فارسی
مه, meh, تمن بهترین ترجمه های "udu" به فارسی هستند.
udu
noun
دستور زبان
-
مه
nounSee udu ei kao niipea, seega õhutoega ei saa arvestada.
اين مه لعنتي به اين زودي ها نخواهد رفت. پس پوشش هوايي رو فراموش کنيد.
-
meh
-
تمن
-
ترجمه های کمتر
- مه تنک
- مِه
- میغ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " udu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Udu
-
مه
adjective noun proper pronounUdu jättis lõpuks Long Islandi ja nad toodi lennukiga kohale täna hommikul.
بالاخره تو لانگ آيلند مه فرو نشست و هواپيما امروز صبح تونِس بيارَدشون.
تصاویر با "udu"
عباراتی شبیه به "udu" با ترجمه به فارسی
-
سحابی بازتابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن