ترجمه "väli" به فارسی

میدان, رشته, زمینه بهترین ترجمه های "väli" به فارسی هستند.

väli noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • میدان

    noun

    ilmus vasakust väljast teine paradigma, et jätkata eksponentsiaalset kasvu.

    نمونه دیگری در سمت چپ میدان ظاهر میشود تا رشد نمایی ادامه یابد.

  • رشته

    noun

    Nad viskavad su välja, kui sa ära ei otsusta.

    می دونی ، اگه تصمیم نگیری می خوای چه رشته ای بخونی ، می اندازنت بیرون.

  • زمینه

    11 Jehoova tunnistajad ütlesid oma selge seisukoha välja juba aastakümneid tagasi.

    ۱۱ شاهدان یَهُوَه دهها سال پیش، موضع خود را در این زمینه مشخص ساختند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " väli " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "väli"

عباراتی شبیه به "väli" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "väli" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه