ترجمه "väsimus" به فارسی
خستگی, رخوت, خستگی بهترین ترجمه های "väsimus" به فارسی هستند.
väsimus
-
خستگی
nounNad ei tohtinud väsimuse tõttu rammetuks muutuda ja kokku kukkuda.
نباید اجازه میدادند که از فرط خستگی بیهوش شده و نقش زمین شوند.
-
رخوت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " väsimus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Väsimus
-
خستگی
nounNad ei tohtinud väsimuse tõttu rammetuks muutuda ja kokku kukkuda.
نباید اجازه میدادند که از فرط خستگی بیهوش شده و نقش زمین شوند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن