ترجمه "võitlema" به فارسی
جنگیدن, مبارزه کردن, مقابله کردن بهترین ترجمه های "võitlema" به فارسی هستند.
võitlema
Verb
دستور زبان
-
جنگیدن
verbKõik need aastad raisatud sellele, et üksteisega võidelda, Charles.
. تمام اون سال ها با جنگیدن به هدر رفت ، " چارلـز ".
-
مبارزه کردن
verbKeegi ei võidelnud minu eest, aga keegi võitles tema eest.
هيچوقت هيچکس بخاطر من نجنگيد ، ولي يه نفر بخاطر اون مبارزه کرد.
-
مقابله کردن
Ma pean teadma, kuidas nende vastu võidelda.
من ميخوام بدونم چجوري ميشه با اونها مقابله کرد.
-
پیکار
nounNad maksavad hoolsalt makse, hoolitsevad haigete eest, võitlevad kirjaoskamatusega.”
مالیاتهایشان را بدون کم و کسر میپردازند، از بیماران پرستاری میکنند، و در پیکار با بیسوادی کوشا هستند.»
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " võitlema " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن