ترجمه "vaba" به فارسی
آزاد, رها, غیر مشروط بهترین ترجمه های "vaba" به فارسی هستند.
vaba
adjective
دستور زبان
-
آزاد
adjectiveNad valisid selle tee omaenda vabast tahtest, niisiis Jumal lubas neile seda.
آنان این راه را با ارادهٔ آزاد خود انتخاب کردند، بنابراین خدا به آن اجازه داد.
-
رها
adjectiveMis mõttes said Paulus ja teised kristlased vabaks patust ja surmast?
از چه جهت پولُس و دیگر مسیحیان آن زمان از گناه و مرگ رها شدند؟
-
غیر مشروط
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vaba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vaba" با ترجمه به فارسی
-
سقوط آزاد
-
محتوای آزاد
-
علوم مقدماتی
-
اوقات فراغت
-
نرمافزار آزاد
-
تداعی آزاد
-
علوم مقدماتی
-
نرمافزار آزاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن