ترجمه "vabatahtlik" به فارسی
داوطلب, کار داوطلبانه بهترین ترجمه های "vabatahtlik" به فارسی هستند.
vabatahtlik
-
داوطلب
Kogudusest paluti appi vabatahtlikke, kes haiglas selle õe eest hoolitseksid.
به همین خاطر عدهای از طرف جماعت مسیحی داوطلب شدند تا از خواهر خود در بیمارستان پرستاری کنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vabatahtlik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Vabatahtlik
-
کار داوطلبانه
Kui otsite vabatahtlikke, siis minge sellest uksest.
ازش بپرس اگه دنبال کار داوطلبانه هستی یه برگه ثبت نام کنار در هست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن