ترجمه "valgus" به فارسی
فروغ, نور, رخش بهترین ترجمه های "valgus" به فارسی هستند.
valgus
noun
دستور زبان
-
فروغ
noun -
نور
noun properPimenevas maailmas särab Kiriku valgus eredamalt ja eredamalt, kuni saabub täiuslik päev.
در یک دنیای تاریک، نور کلیسا روشنتر و روشنتر خواهد شد تا یک روز کامل.
-
رخش
adjective noun proper -
شید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " valgus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Valgus
-
نور
noun properJumala Valguses on inimesed. Nemad näevad, mis toimub.
مردمی هستند دور از نور خدا اونا دیدن چه اتفاقی داره میوفته
عباراتی شبیه به "valgus" با ترجمه به فارسی
-
پروتئین تراغشایی
-
پروتئین
-
سرعت نور
-
قله همیشهروشن
-
پروتئین
-
هوانورد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن