ترجمه "vana" به فارسی
پیر, kohne, دیرین بهترین ترجمه های "vana" به فارسی هستند.
vana
adjective
Noun
دستور زبان
-
پیر
adjectiveTõepoolest, kaaslased avaldavad meile sügavat mõju, ükskõik kas oleme noored või vanad.
بله، معاشران ما تأثیر عمیقی بر ما میگذارند، چه پیر و چه جوان.
-
kohne
-
دیرین
See oli vana selles mõttes, et Jeesus oli rääkinud sellest „algusest peale”, juba aastakümneid varem.
آن حکم «دیرین» بود، زیرا عیسی آن را «از آغاز» یعنی دههها سال پیش به مسیحیان داده بود.
-
ترجمه های کمتر
- سابق
- قبلی
- قدیمی
- مسن
- پیشین
- کهن
- کهنسال
- کهنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vana " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vana" با ترجمه به فارسی
-
یونان باستان
-
یونان باستان
-
عهد عتیق
-
روم باستان
-
پير · پيرمرد
-
مصر باستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن