ترجمه "Ahuntz" به فارسی

بز, بز, پرستار بچه بهترین ترجمه های "Ahuntz" به فارسی هستند.

Ahuntz
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بز

    noun

    گونهای از بز کوهی (سرده)

    Ahuntza eta behiak hazten zituen gutaz arduratzen zelako.

    او گاو و بز پرورش میداد برای این که از ما نگهداری کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ahuntz " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ahuntz noun دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بز

    noun

    Goizez 20 ahuntz zaintzen ditu, baino lehen ministroa da arratsaldez.

    اون صبح ها از 20 بز مراقب می کنه اما عصرها نخست وزیره.

  • پرستار بچه

    noun

تصاویر با "Ahuntz"

عباراتی شبیه به "Ahuntz" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Ahuntz" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه