ترجمه "Argi" به فارسی

دهنه, نور, فروغ بهترین ترجمه های "Argi" به فارسی هستند.

Argi
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • دهنه

  • نور

    noun proper

    Argi beltza edukiko banu, toki honek Jackson Pollocken margolan baten antza izango luke.

    اگه نور سياه داشتم اينجا ميشد مثل نقاشي هاي جکسون پولاک

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Argi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

argi Noun noun دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • فروغ

    noun
  • نور

    noun proper

    Eta begiratzen badiozue argiari, argitzen ari da zuek espero zenuten bezala.

    و اگر به نور نگاه کنید، همان طور که انتظار دارید نور می دهد.

  • چراغ

    noun

    Eta badago kaleko milioika argi mundu osoan zehar jarrita.

    و بعد شما میلیون ها تیر چراغ برق دارید که در اقصی نقاط جهان قرار داده شده اند.

  • ترجمه های کمتر

    • رخش
    • روشن
    • روشنی
    • شید

تصاویر با "Argi"

عباراتی شبیه به "Argi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Argi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه