ترجمه "Bota" به فارسی

چکمه, part kardan, استفراغ کردن بهترین ترجمه های "Bota" به فارسی هستند.

Bota
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • چکمه

    noun

    گونهای پایافزار است که معمولاً هم پا و هم قوزک پا را میپوشاند

    Eta niretzat horrelako bota pare bat behar nuela... sartu zitzaidan buruan.

    خودم رو قانع کرده بودم بايد مدل دخترونه اون چکمه ها رو گير بيارم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bota " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bota دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • part kardan

  • استفراغ کردن

    verb
  • باخاک یکسان کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • باطل کردن
    • بلند کردن
    • تراز کردن
    • تکفیر کردن
    • خراب کردن
    • خلع ید کردن
    • دور انداختن
    • ریختن
    • زیاد بالا بردن
    • طرد کردن
    • فیصله دادن
    • قی کردن
    • مریض شدن
    • مسترد داشتن
    • پرت کردن
    • پرتاب کردن
    • چکمه

تصاویر با "Bota"

عباراتی شبیه به "Bota" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Bota" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه