ترجمه "Gose" به فارسی
گرسنگی, تشنگی, رنج ومحنت بهترین ترجمه های "Gose" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Gosetea zela eta, eskola utzi behar izan nuen. ↔ بخاطر گرسنگی، مجبور شدم مدرسه را ترک کنم.
Gose
-
گرسنگی
nounGosetea zela eta, eskola utzi behar izan nuen.
بخاطر گرسنگی، مجبور شدم مدرسه را ترک کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Gose " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
gose
-
تشنگی
noun -
رنج ومحنت
noun -
عطش
noun
-
ترجمه های کمتر
- قحطی
- گرسنگی
عباراتی شبیه به "Gose" با ترجمه به فارسی
-
از · حرص · طمع
-
قحطی
-
از · حرص · طمع
-
گرسنه
-
تنگ سالی · خشکسالی · قحط و غلا · قحطی · نایابی · کسری · کمبود · کمیابی و گرانی
-
اعتصاب غذا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "Gose" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Austrian laborantzaren ekoizpenaren %53 galdu zen, eta goseak hiltzen zen jendea.
حدود پانزده درصد از کل جمعیت بر اثر گرسنگی مردند.
Gose naiz.
. من گُـشنمه
«Lurrikara handiak izango dira, eta izurrite eta goseteak han eta hemen; gauza ikaragarriak gertatuko dira, eta ortzian seinale handiak azalduko».
«زمینلرزههای عظیم به وقوع خواهد پیوست، در مناطق مختلف قحطیها و بیماریهای همهگیر یکی پس از دیگری روی خواهد داد و وقایع هولناک و نشانههای عظیم، از آسمان ظاهر خواهد شد.»
Goseak zegoan, bai horixe!
اون خيلي حريص بود
Bere herria torturatu, izutu eta goseak hiltzen du.
اين مرديِ كه مردم خودش رو شكنجه ، ارعاب و گرسنگي ميده.