ترجمه "Gozoki" به فارسی
آبنبات, شیرینی, قنادی بهترین ترجمه های "Gozoki" به فارسی هستند.
Gozoki
-
آبنبات
Gozokiak ematen nizkizun garajeageneukanean, honen altu zinen.
... توي گاراژ من بهت آبنبات مي دادم وقتي تو تقريبا اينقدر بودي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Gozoki " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
gozoki
-
شیرینی
nounHori da haiek behar dutena, Kamera daukan gozogile trebea
تورو واقعا نیاز دارن شیرینی پز آموزش دیده با دوربینش
-
قنادی
-
معجون
noun
تصاویر با "Gozoki"
عباراتی شبیه به "Gozoki" با ترجمه به فارسی
-
شیرین · شیرینی (مزه)
-
بو · خاطرات گذشته · دسته گل · عطر
-
اکول · دله
-
قنادی
-
چیز لذت بخش
-
دکان نانوایی · قنادی · نانوایی
-
قناد
-
باد صبا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن