ترجمه "Kostu" به فارسی
هزینه, ارزش, باج بهترین ترجمه های "Kostu" به فارسی هستند.
Kostu
-
هزینه
nounKostuen estimazio bat edo horrelako zerbait.
تخمین زدن یه سری هزینه یه چیزی تو همین مایه ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kostu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kostu
-
ارزش
noun -
باج
noun -
هزینه
nounGuztiok pentsatu ohi dugu iheslariak kostu edo zama saihestezina direla gizartearentzat.
ما تمایل به این تصور جمعی داریم که پناهجویان هزینه اجتناب ناپذیری روی دوش جامعه هستند.
عباراتی شبیه به "Kostu" با ترجمه به فارسی
-
توفال · ریگ · سنگریزه · نوعی عقیق
-
حسابداری صنعتی
-
تورفتگی معلق
-
هزینه فرصت
-
اسکاتلندی · برش · تورفتگی · دندانه · شکاف · لغز · مسئله دشوار · معما · چاله کنی · چیستان
-
خط ساحلی · ساحل · ساحل دریا
-
تورفتگی
-
تورفتگی کاهش یافته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن