ترجمه "Laino" به فارسی

مه, مه, meh بهترین ترجمه های "Laino" به فارسی هستند.

Laino
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مه

    adjective noun proper pronoun

    Bide honetatik, Mendi Lainotuen mendebaldetik, 40 egunez.

    بايد چهل روز ديگه در جهت. کوه هاي مه آلود ادامه بديم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Laino " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

laino Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مه

    noun

    Altuera galtzen hasi nintzen, laino horren erresistentzia hainbesterakoa zen.

    به سبب مقاومت مه شروع به از دست دادن ارتفاع کردم.

  • meh

  • ابر

    noun

    Muino batetan egon beharko litzateke eguzki eta lainoen azpian.

    بايد يه جايي در تپه باشه با خورشيد و ابر که بالاي سرش باشن.

  • مِه

تصاویر با "Laino"

عباراتی شبیه به "Laino" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Laino" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه