ترجمه "Oilo" به فارسی

مرغ خانگی, جوجه, مرغ بهترین ترجمه های "Oilo" به فارسی هستند.

Oilo
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرغ خانگی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Oilo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

oilo noun
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوجه

    noun

    Banekien zerbait ez zitzaidala gustatzen oilo horretan.

    مي دونستم يه چيزي بايد باشه که من از اين جوجه خوشم نمي اومد.

  • مرغ

    noun

    Otsoa sartzen ari gara oilotegian.

    به نظرم داريم گرگُ راه ميديم به مرغ دوني.

  • مرغ خانگی

  • ترجمه های کمتر

    • خواهر
    • دختر
    • شلوار کوتاه
    • ماک
    • کلفت

تصاویر با "Oilo"

عباراتی شبیه به "Oilo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Oilo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه