ترجمه "Pozoi" به فارسی

سم, زهر, سم بهترین ترجمه های "Pozoi" به فارسی هستند.

Pozoi
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سم

    noun

    Zu ez zeunden Gower jaunak ez jartzeko pozoia pilula haietan.

    مي بيني جورج ، تو اونجا نبودي که جلوي گاور رو از ريختن سم توي اون کپسول بگيري...

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pozoi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pozoi Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • زهر

    noun

    Zure ordezkoa bilatzea pozoi aztertzaile gisa, desastrea izan da.

    يه نفر رو پيدا كن كه جاي تو شبيه تو زهر رو كه يه بدبختيه تشخيص بده.

  • سم

    noun

    Zu ez zeunden Gower jaunak ez jartzeko pozoia pilula haietan.

    مي بيني جورج ، تو اونجا نبودي که جلوي گاور رو از ريختن سم توي اون کپسول بگيري...

  • سمی

    noun

    Ikusi dut hilko zintuzkeen pozoia nola hartzen zenuen.

    دیدم که سمی رو نوشیدین که باید شما رو می کشت.

  • ترجمه های کمتر

    • شرنگ
    • مسموم
    • کینه

عباراتی شبیه به "Pozoi" با ترجمه به فارسی

  • افاضه شدن · بالا بردن · تسلیت گفتن · خوشحال کردن · خوشحالی کردن · خوشنود کردن · دلجویی کردن · دلداری دادن · شاد شدن · شادی کردن · لبریز بودن · لذت بردن از · متعال ساختن · وجد کردن
  • افاضه شدن · بالا بردن · شادی کردن · لبریز بودن · متعال ساختن · وجد کردن
  • poz
    حظ · خرسندی · خوشی · سرور · سعادت · لذت · مسرت · هورا
  • قارچ سمی
  • صف پیغام های سمی
  • حظ · خرسندی · خشنودی · خوشحالی · خوشدلی · خوشی · سر بلندی · سرور · سعادت · شادی · لذت · مسرت · هورا
  • ناراضی
  • بالا بردن · خوشحال کردن · خوشحالی کردن · خوشنود کردن · شاد شدن · شادمان کردن · لذت بردن از · متعال ساختن · مست کردن
اضافه کردن

ترجمه های "Pozoi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه