ترجمه "Prozesu" به فارسی

فرآیند, فرآیند, پروسه بهترین ترجمه های "Prozesu" به فارسی هستند.

Prozesu
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرآیند

    Noun noun

    Prozesu biologiko naturala neska eta emakume guztiek hilero jasaten dutena beren bizitzaren erdian zehar.

    یک فرآیند زیستی طبیعی که هر زن و دختری ماهیانه، برای نیمی از عمرش آن را سپری میکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Prozesu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

prozesu
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرآیند

    noun

    Guretzat ikaskuntza prozesu luze bat izan da hau.

    این فرآیند یادگیری برای ما طولانی بوده است.

  • پروسه

    noun
  • دستگاه فرعی

    noun
  • روند

    Noun

    تناوب انجام کار

    Gauza bakarra du buruan, eta prozesu politikoa ez zaio asko axola.

    کاملاً با اراده ست و فقط يک هدف داره و هيچ اهميتي به روندِ سياسي نميده.

عباراتی شبیه به "Prozesu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Prozesu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه