ترجمه "Ukabil" به فارسی

مشت, مشت بهترین ترجمه های "Ukabil" به فارسی هستند.

Ukabil
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشت

    adjective noun

    Zure osabak borrokatu zituen Lehengo Gizonen Ukabilean.

    عموتون در تپه مشت نخستین مردان باهاشون جنگید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ukabil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ukabil noun
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشت

    noun

    Baina hazia ezin da ukabil batean hazi.

    ولي يه گل رو نميشه توي مشت پرورش داد

تصاویر با "Ukabil"

عباراتی شبیه به "Ukabil" با ترجمه به فارسی

  • دفع حمله · ضربت · منگنه · پارچه کهنه
اضافه کردن

ترجمه های "Ukabil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه