ترجمه "agindu" به فارسی
دستور, فرمان, اُرد بهترین ترجمه های "agindu" به فارسی هستند.
agindu
دستور زبان
-
دستور
nounNire koroatzea ospatzeko beharrezko gestioak egiteko agintzen diot kontseiluari.
من به شورا دستور ميدم تمامي کارهاي لازم رو براي تاجگذاري من انجام بدن.
-
فرمان
nounEurek ezin dute erabaki agindu bat noiz den posible edo noiz ez.
سربازها نبايد تصميم بگيرن ، که يک فرمان بايد اجرا بشه يا نه!
-
اُرد
-
ترجمه های کمتر
- تجویز کردن
- فرمایش
- نسخه نوشتن
- نوید
- وعده
- پیمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " agindu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "agindu" با ترجمه به فارسی
-
داشبورد
-
کارت امتیازی متوازن
-
اشغال · تصدی · تصرف · حق تصدی
-
اقتدار
-
داشبورد · صفحه کنترل
-
اقتدار · عصای سلطنتی · گرزه
-
اشغال · اقتدار · تسلط · تصدی · تصرف · حق تصدی · غلبه · فرمایش · کنترل کننده
-
حکم اعدام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن