ترجمه "aita" به فارسی
پدر, بابا, تازه کار بهترین ترجمه های "aita" به فارسی هستند.
aita
noun
دستور زبان
-
پدر
nounapaiz ordenaturiko fraidea
Ez nengoen aita izateko prest. eta nahi gabe geratu zen haurdun.
من برای پدر شدن اماده نبودم اونم یه دفعه حامله شد.
-
بابا
noun masculinePraktikatu egin behar dut gaur gauean ondo jotzeko, aita.
بايد براي مراسم جشن امشب اينو تمرين کنم ، بابا.
-
تازه کار
noun
-
ترجمه های کمتر
- جد
- سلف
- موسس
- مولد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aita " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Aita
-
پدر
nounعضو درجه یک خانواده و مسئول اول
Aita, esan mesedez ez duzula gure dirua honetan gastatu.
پدر! خواهشاً بهم بگو بابتش پولی خرج نکردی.
تصاویر با "aita"
عباراتی شبیه به "aita" با ترجمه به فارسی
-
پدر کشی
-
پاپ
-
باب · بابا · باباجان · پاپ · پاپا · پدر · کشیش ناحیه
-
دعای ربانی
-
پاپ
-
خلیفه اعظم
-
پاپ
-
شوهر مادر · ناپدری · پدندر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن