ترجمه "aitona" به فارسی
پدربزرگ, پدر بزرگ بهترین ترجمه های "aitona" به فارسی هستند.
aitona
noun
دستور زبان
-
پدربزرگ
nounOroitzen nire aitonaren Malibu zaharra konpondu genuenean?
يادته وقتي ماشين ماليبو ـي قديمي پدربزرگ رو تعمير کرديم ، درسته ؟
-
پدر بزرگ
nounAitona, behar bada hau duzu azken aukera iparrera joan aurretik.
حالا حالا ، پدر بزرگ ، اين ممکنه آخرين شانستون باشه ، البته اگه به سمت شمال ميريد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aitona " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "aitona"
عباراتی شبیه به "aitona" با ترجمه به فارسی
-
پارادوکس سفر به زمان گذشته
-
پدر بزرگ و مادر بزرگ
-
جد یا جده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن