ترجمه "alaba" به فارسی
دختر, فرزند, بچه بهترین ترجمه های "alaba" به فارسی هستند.
alaba
noun
دستور زبان
-
دختر
nounSeme bat eta bi alaba ditu.
او یک پسر و دو دختر دارد.
-
فرزند
nounAmy gure alaba bakarra da.
ايمي تنها فرزند ماست
-
بچه
nounSeme-alaba asko edukiko zenituela pentsatu izan dut beti.
هميشه فکر ميکردم يه روزي با کلي بچه ببينمت.
-
ترجمه های کمتر
- طفل
- کودک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alaba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Alaba
-
فرزند دختر
عباراتی شبیه به "alaba" با ترجمه به فارسی
-
فرزند خوانده
-
فرزند ارشد · نخست زاده
-
فرزند ارشد · نخست زاده
-
نسب
-
بچه · طفل · کودک
-
فرزند خوانده
-
نادختری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن