ترجمه "arrautza" به فارسی

تخم, تخم مرغ, مرغانه بهترین ترجمه های "arrautza" به فارسی هستند.

arrautza Noun noun دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخم

    noun

    enbrioia garatzen hasten den ontzi organikoa

    Diot, "Terry mesedez, arrautza bat frijitzen ari naiz.

    می گم «Terry، خواهش می کنم، دارم خير سرم تخم مرغ سرخ می کنم اينجا.

  • تخم مرغ

    noun

    Diot, "Terry mesedez, arrautza bat frijitzen ari naiz.

    می گم «Terry، خواهش می کنم، دارم خير سرم تخم مرغ سرخ می کنم اينجا.

  • مرغانه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • toḫm
    • بیضه
    • تخم بارور
    • تخممرغ
    • خاگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arrautza " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "arrautza"

عباراتی شبیه به "arrautza" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "arrautza" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه